
چگونه یک استودیوی سوئیسی، کارخانه آبجوسازی متروکه را به نماد جهانی «دفتر بازیگوش» تبدیل کرد

سرسره فلزی که کارمندان را به طبقه رستوران میرساند، در کنار لانژ و سالن غذاخوری. عکس: Peter Wuermli / استودیو Evolution Design — استفاده تحریری (منبع)
توصیف پروژه
اگر برای نخستینبار وارد یکی از طبقههای میانی دفتر گوگل در زوریخ شوید، شاید چند ثانیه طول بکشد تا مطمئن شوید اشتباهی سر از یک ایستگاه تلهکابین درنیاوردهاید. شش کابین واقعی قطار کوهستان، با پردههای چهارخانه قرمز و نقاشی ماترهورن روی دیوار پشتشان، بهجای اتاق جلسه به کار میروند. چند قدم آنطرفتر یک سرسره فلزی کارمندان را مستقیم به سالن غذاخوری میرساند و در گوشهای دیگر، لانژی پر از گیاه چنان انبوه است که میزهای کار میان برگها گم میشوند. این صحنهها بخشی از طراحی داخلی دفتر گوگل زوریخ است؛ پروژهای که بیش از یک دهه، تصور همه از یک دفتر شرکت بزرگ را شکل داد.
طراحی داخلی دفتر گوگل زوریخ که استودیوی سوئیسی Evolution Design (Camenzind Evolution) آن را در سال ۲۰۰۸ تحویل داد، احتمالا تأثیرگذارترین پروژه محیط کار در دو دهه گذشته است؛ همان پروژهای که تصویر «دفتر بازیگوش» را از یک استثنا به یک انتظار همگانی بدل کرد. این دفتر که رسما مرکز مهندسی گوگل برای منطقه اروپا، خاورمیانه و آفریقاست، در ساختمان کارخانه آبجوسازی سابق Hürlimann و روی حدود ۱۲ هزار مترمربع در هفت طبقه شکل گرفته است. امروز زوریخ بزرگترین مرکز مهندسی گوگل خارج از ایالات متحده است و چند هزار نفر آنجا روی محصولاتی مانند جستوجو، نقشه و جیمیل کار میکنند. عکسهای رسمی پروژه را Peter Wuermli گرفته است.
نکته کلیدی در مورد این پروژه، روش رسیدن به آن است. به گفته Stefan Camenzind، شریک ارشد استودیو، کارفرما شرح خدمات مشخصی نداد و صریحا خواست که آنها دفاتر دیگر گوگل را بررسی نکنند. بهجای آن، تیم طراحی با کمک یک روانشناس دست به پژوهش رفتاری زد: تیپهای شخصیتی، ارزشها و انگیزههای کارکنان، مطالعه میزان استفاده از میز و اتاق جلسه، کارگاه و مصاحبه. کارمندان در طراحی مشارکت کردند و فهرست آرزوهایشان — میز بیلیارد، صندلی لمدهنده، گیاه فراوان و یک سرسره — تقریبا بیکموکاست اجرا شد. سه ارزشی که فضا باید بیان میکرد این بود: ارتباط و همکاری باز، خلاقیت و نوآوری، و غذا و تفریح.
ظرف پروژه یک ساختمان صنعتی قدیمی است و استودیو تصمیم گرفت این گذشته را پنهان نکند. بتن خام، ستونهای قطور و سقفهای تأسیساتی نمایان سر جایشان ماندند و در تضاد با آنها لایهای نرم و رنگی روی این پوسته خام نشست: مبلمان پارچهای، نمد، فرشهایی با نقش گرافیکی (نقش سنگفرش خیابان، خطوط پیست مسابقه)، چوب، پالتهای بازیافتی و دیوارهای پوشیده از خزه. همین ترکیب «کارخانه بهعلاوه اتاق نشیمن» بعدها امضای بصری دفاتر گوگل در دوبلین، تلآویو، مسکو و استکهلم شد که همگی را همین استودیو طراحی کرد.
مسیر ورود عمدا از فضاهای جمعی میگذرد. لابی پذیرش با یک چشمانداز چوبی موجدار شروع میشود، بعد به نقاط قهوه و آشپزخانههای کوچک میرسد و تازه در انتها به میزهای کار. ایده پشت این چیدمان ساده است: کارمند پیش از رسیدن به صندلی خودش، چند بار فرصت برخورد با دیگران را پیدا میکند. فاصلهها هم حسابشدهاند؛ هیچ میزی از یک نقطه خوراکی یا یک فضای استراحت دور نیست.

لانژ جنگل؛ فضایی برای کار متمرکز و آرام میان کاشت انبوه. عکس: Peter Wuermli / استودیو Evolution Design — استفاده تحریری (منبع)
برخلاف تصور رایج، این دفتر یک پلان باز یکدست نیست. Camenzind معتقد است سروصدا «بزرگترین مشکلی است که آدمها در پلان باز با آن روبهرو میشوند» و پاسخ پروژه، منطقهبندی صریح آکوستیکی است: میزهای کار در نواحی نسبتا ساکت جمع شدهاند، اتاقکهای تلفن تخممرغیشکل برای مکالمه کوتاه در دسترساند، و فضاهای پرسروصدا — بازی، موسیقی، کافه — در بخشهای جدا قرار گرفتهاند. نزدیک به نیمی از سطح طبقات به فضاهای ارتباطی و غیررسمی اختصاص دارد، نه به ردیف میز.

یکی از نواحی کار متمرکز؛ تراکم کنترلشده و نور روز فراوان. عکس: Peter Wuermli / استودیو Evolution Design — استفاده تحریری (منبع)
مشهورترین عناصر این دفتر همینجا هستند. «تخممرغهای جلسه» پوستهای نمدی و بسته دارند که هم صدا را میگیرد و هم حس محفظهای امن میسازد؛ داخلشان نارنجی گرم است و گاهی یک گلدان کنارشان گذاشته شده. کابینهای تلهکابین که از یک پیست اسکی سوئیسی خریداری شدهاند، به اتاقکهای جلسه چهار تا ششنفره تبدیل شدهاند؛ انتخابی که هم به فرهنگ محلی ارجاع میدهد و هم مقیاس جلسه را کوچک و صمیمی نگه میدارد.

«تخممرغهای جلسه»؛ پوسته نمدی صداگیر با داخل نارنجی. عکس: Peter Wuermli / استودیو Evolution Design — استفاده تحریری (منبع)

گوندولاهای واقعی تلهکابین؛ اتاق جلسه با نقاشی ماترهورن و پرچم سوئیس. عکس: Peter Wuermli / استودیو Evolution Design — استفاده تحریری (منبع)
تنوع فضاهای غیرکاری در این دفتر کمنظیر است. یک کتابخانه به سبک کتابخانه کلاسیک انگلیسی با لوستر، قفسه کتاب و مبل کهنه ساخته شده که بهعمد با بقیه دفتر تضاد دارد و برای کار ساکت و تمرکز است. اتاق استراحت آکواریوم یک وان حمام و تانکهای ماهی و نور آبی دارد. لانژ جنگل با دیوار خزه و صندلیهای کپسولی، یک اتاق سینما با پرده قرمز، اتاق بازی با بیلیارد و فوتبالدستی و پینبال، اتاق تمرین گروه موسیقی، اتاقهای چرت و ماساژ، و یک زمین ورزشی سرپوشیده هم به این فهرست اضافه میشوند. اتاقهای تماتیک مثل تاکسی زرد نیویورک یا اتاقک «فیشنچیپس» تکمیلکننده همین منطقاند.

کتابخانه به سبک کلاسیک انگلیسی؛ فضایی آرام در تضاد با لحن بازیگوش بقیه دفتر. عکس: Peter Wuermli / استودیو Evolution Design — استفاده تحریری (منبع)

اتاق استراحت آکواریوم؛ نمونهای از فضاهای «تغییر حال». عکس: Peter Wuermli / استودیو Evolution Design — استفاده تحریری (منبع)
پالت فضا از دل همان مشارکت کارکنان بیرون آمده و برای هر طبقه کمی متفاوت است؛ اما یک قاعده ثابت دارد: زمینه خنثی صنعتی، و رنگهای پرانرژی که تنها روی مبلمان و گرافیک دیوار مینشینند. نور روز اولویت اول است و در لانژها نورپردازی موضعی گرم جایگزین نور یکنواخت سقفی میشود. رنگهای سازمانی گوگل بهجای لوگوهای بزرگ، در جزئیات پخش شدهاند: در نقش فرش، در روکش صندلی، در تابلوهای راهنما. هویت برند اینجا شنیده میشود، نه فریاد زده.

لانژ جلسه غیررسمی؛ مبلمان منعطف برای گفتوگوی کوتاه. عکس: Peter Wuermli / استودیو Evolution Design — استفاده تحریری (منبع)
هوشمندانهترین بخش این پروژه چیزی نیست که در عکسها دیده میشود. ارزش ماندگار کار Evolution Design، پژوهش رفتاری پیش از طراحی و بهرسمیتشناختن این واقعیت است که «همکاری» و «تمرکز» دو نیاز متضادند و یک پلان باز بهتنهایی هیچکدام را خوب برآورده نمیکند. منطقهبندی آکوستیکی، اتاقکهای تلفن و تنوع فضاهای کار — که امروز در هر راهنمای محیط کار تکرار میشود — اینجا با روششناسی به دست آمد، نه با تقلید.
اما بخش نمایشی ماجرا جای بحث دارد. سرسره و گوندولا و وان حمام تصویری ساختند که رقبا سالها آن را کورکورانه کپی کردند، بیآنکه پژوهش پشتش را داشته باشند؛ نتیجه موجی از دفاتر «تماتیک» بود که سریع کهنه شدند و رابطه اثباتشدهای با بهرهوری نداشتند. نقد جدیتر این است که دفتری که همهچیز را درون خود دارد، کارمند را در یک حباب خوشایند نگه میدارد؛ همان چیزی که کلایو ویلکینسون، طراح بازآرایی گوگلپلکس اصلی، بعدها درباره کمپاسهای بسته هشدار داد. در مقابل، طراحی داخلی دفتر بوکینگ در آمستردام نمونهای دیگر از کمپاس بزرگ است که فضاهای تمدار، آتریوم مشترک و رستورانها را در یک ساختمان کنار هم آورده است. Tania Ruegg از تیم طراحی میگوید: «بهدنبال متوسط نروید» — شعاری درست، که وقتی بیپشتوانه اجرا شود به افراط در دکور ختم میشود.
حرف آخر اینکه این دفتر را باید محصول زمانه خودش دید: سال ۲۰۰۸، رقابت شدید بر سر جذب مهندس، و شرکتی که میخواست دفترش خودش یک ابزار استخدام باشد. اصول فضایی آن هنوز معتبرند؛ لحن تزئینی آن لزوما نه.
اولین درس این است که گرانترین بخشهای این پروژه اصلا مهم نیستند. آنچه قابل انتقال است ارزان است: پیش از خرید مبلمان، چند هفته رفتار واقعی کاربران را تماشا کنید و ببینید تمرکز بیشتر لازم است یا گفتوگو. بعد، بهجای یک سالن کاملا باز، چند «محله» تیمی کوچک تعریف کنید که هرکدام یک فضای بسته جلسه و یک نقطه غیررسمی در کنار خود داشته باشد. یک اتاقک تلفن ساده با عایق صوتی مناسب، از هر میز پارتیشنی مؤثرتر است.
درس دوم به اقلیم و فرهنگ ما مربوط است. تهران نور روز فراوان دارد که هم سرمایه است و هم مزاحم؛ پس نور غیرمستقیم و کنترل آفتاب باید از روز اول در پلان دیده شود، نه با پرده بعدی. فرهنگ کار ایرانی هم به گروههای کوچکتر و فضاهای نیمهبسته تمایل دارد، بنابراین نسخه بومی ایده زوریخ احتمالا مجموعهای از اتاقهای تیمی نورگیر است، نه یک کف بیمرز. تنوع فضا را هم میتوان با بودجه محدود ساخت: یک اتاق ساکت با کتاب و مبل راحت، یک آشپزخانه مشترک دلباز، و یک تراس کوچک سبز، سه فضای متفاوت «تغییر حال» میسازند بدون اینکه به سرسره و تلهکابین نیاز باشد.
درس سوم درباره برند است: هویت سازمان را در جزئیات بریزید — رنگ فرش، تابلوی راهنما، یک دیوار روایت — نه در لوگوهای بزرگ روی دیوار که فقط یکبار دیده میشوند. نمونهای از این رویکرد، با پالت آبی برند که در کل فضا تکرار شده، در طراحی داخلی دفتر نیوکس در سیدنی دیده میشود.
برای دیدن رویکردی کاملا متفاوت در همین شهر، طراحی داخلی دفتر مایکروسافت زوریخ را بخوانید؛ دفتری که بهجای بازیگوشی، با خویشتنداری سوئیسی و یک مرز نامرئی میان فضای مشتری و کارمند طراحی شده است.
دفتر گوگل زوریخ بیش از آنکه یک مجموعه اتاق بازی باشد، یک روش کار است: اول پژوهش، بعد فرم. اگر لحن تزئینی آن را کنار بگذاریم، آنچه میماند — تعادل تمرکز و همکاری، تنوع فضا، و هویت برند در جزئیات — دقیقا همان چیزی است که یک دفتر کار خوب در تهران هم به آن نیاز دارد. همین اصول در طراحی داخلی فضای اداری، طراحی دفتر کار پلان باز و نورپردازی دفتر کار پایهی کار ماست.





















همه تصاویر از گالری رسمی پروژه در وبسایت استودیو Evolution Design، عکاسی از Peter Wuermli؛ اینجا با هدف نقد و تحلیل معماری و با ذکر منبع بازنشر شدهاند.