
کمپاس ۶۵ هزار مترمربعی بوکینگ روی شبهجزیره Oosterdokseiland؛ کانسپت «Booking Home»، آتریوم پر از گیاه، ۲۸ فضای تمدار سفر و سه رستوران — مسترپلن داخلی از HofmanDujardin و شش استودیوی دیگر، در ساختمانی از UNStudio.

آتریوم مرکزی کمپاس بوکینگ؛ سقف شیشهای، بالکنهای چوبی، پلکان ارتباطی و باغچههای سراسری. عکس: از گزارش پروژه در designboom، طراحی UNStudio و HofmanDujardin — استفاده تحریری (منبع)
توصیف پروژه
همین که از در وارد میشوید، بهجای میز پذیرش و راهرو با دیوارهای بلند دیجیتالی روبهرو میشوید که فیلمهای سفر و مناظر سرتاسری پخش میکنند. چند قدم جلوتر، پلکانی پهن شما را به سمت آتریومی میبرد که نورش از سقف شیشهای میتابد و شاخوبرگ گیاهان از هر طبقه به داخلش سرک میکشد. این ورودی نه به هتل شبیه است و نه به مرکز خرید؛ اینجا طراحی داخلی دفتر مرکزی بوکینگ در آمستردام است، جایی که تیم طراحی خواسته ساختمان اداری حال یک مقصد سفر را داشته باشد.
کمپاس شهری بوکینگ روی نوک شبهجزیرهی Oosterdokseiland نشسته است، درست میان ایستگاه مرکزی آمستردام و رودخانهی IJ. طراحی ساختمان کار UNStudio است و طراحی کلان فضای داخلی (مسترپلن) کار استودیوی هلندی HofmanDujardin. نکتهی اصلی پروژه هم همینجاست: HofmanDujardin بهجای طراحی تکتک فضاها، یک چارچوب و مجموعهای از اصول تعریف کرد و شش استودیوی دیگر — i29، Linehouse Design، Studio Modijefsky، CBRE Design Collective، UNStudio و Powerplant — هر کدام بخشی از مجموعه را با امضای خودشان طراحی کردند. حاصل، فضایی است حدود ۶۵ هزار مترمربع برای نزدیک به ۶٬۵۰۰ کارمند از بیش از صد ملیت، که ۲۸ ژوئن ۲۰۲۳ رسما افتتاح شد.
ایدهی محوری این پروژه در یک جمله خلاصه میشود: هر مقصد سفر در جهان، خانهی یک نفر است. از دل همین جمله، مسترپلنی شکل گرفته که کل مجموعه را به نواحی متعدد با تم مقصدهای مختلف جهان تقسیم میکند. منطق کار شبیه شهرسازی است؛ HofmanDujardin نقش «شهرساز» را دارد و خیابانها، ضوابط ارتفاعی و مصالح مشترک را تعیین میکند، و بقیهی استودیوها مثل معماران تکبنا روی قطعههای مختلف کار میکنند. نتیجهی این رویکرد، مجموعهای است همزمان یکدست و متنوع: زبان مشترک (چوب روشن، بتن نمایان، فلز سفید و گیاه انبوه) همهجا تکرار میشود، اما هر ناحیه رنگ و شخصیت خودش را دارد.

هال ورودی؛ دیوار دیجیتالی با مناظر سفر، بلوکهای ششضلعی نشیمن از تختهی OSB و لوگوی بوکینگ. عکس: Matthijs van Roon / HofmanDujardin — استفاده تحریری (منبع)

پلکان پهن ورودی و پلهبرقیها که بازدیدکننده را به آتریوم طبقهی دوم میرسانند. عکس: Matthijs van Roon / HofmanDujardin — استفاده تحریری (منبع)
همهی مسیرها به آتریوم مرکزی میرسند؛ حجمی خالی و سرتاسری با سقف شیشهای که طبقات اداری دورش حلقه زدهاند. لبهی هر طبقه یک بالکن چوبی پیوسته است و شمارهی هر طبقه با حروف درشت روی جداره نوشته شده تا جهتیابی ساده شود. پلکانها و پلهای ارتباطی عمدا در معرض دید گذاشته شدهاند تا کارکنان بهجای آسانسور، پیاده بین طبقات جابهجا شوند و یکدیگر را ببینند. کف آتریوم و هر بالکن پر از باغچه است؛ در کل ساختمان بیش از یازده هزار گیاه و هفت درخت کاشتهاند، بههمراه یک «پلکان گیاهی» و دیوار سبز چندطبقه که کار استودیوی گیاهآرایی MOSS است.

آتریوم از روی یکی از بالکنها؛ بالکنهای چوبی طرهدار، سقف شیشهای و گیاهان بلند. عکس: Matthijs van Roon / i29 interior architects — استفاده تحریری (منبع)

«پلکان گیاهی»؛ باغچههای پلکانی که لبهی پلهی بتنی را پوشاندهاند، با یک نیمکت نورانی برای کار کوتاه. عکس: از گزارش پروژه در designboom، گیاهآرایی MOSS — استفاده تحریری (منبع)
میزهای کار در لبهی بیرونی طبقات و پشت جدارهی شیشهای رو به آتریوم چیده شدهاند تا بیشترین بهره را از نور روز و دید به فضای سبز ببرند. کانسپت محیط کار را HofmanDujardin با مشاورهی CBRE پرورانده و ایدهی کلیدی آن «صفحههای رنگی» است؛ پارتیشنها و قفسههایی با رنگهای سازمانی که هر ناحیهی تیمی را قاب میگیرند و سطوح مختلفی از تمرکز میسازند، از میز باز گروهی تا گوشهی نیمهمحصور. کف بیشتر نواحی کار را فرشهای سفارشی پوشاندهاند؛ چهارده طرح مختلف از استودیوی Scholten & Baijings با تنالیتهی آب و آسمان آمستردام که هم بازتاب صدا را کم میکنند و هم به هر بخش هویت رنگی میدهند. بخش زیادی از مبلمان هم از دفاتر قبلی بوکینگ بازاستفاده شده است.

ایستگاههای کاری در لبهی آتریوم؛ نور روز از سقف شیشهای و باغچههای میانی. عکس: از گزارش پروژه در designboom — استفاده تحریری (منبع)

یک میز بلند کار گروهی با پارتیشن مشبک سفید که حریم بصری میسازد بدون قطع نور. عکس: از گزارش پروژه در designboom — استفاده تحریری (منبع)
در طبقات مختلف، بیستوهشت فضای کوچک پراکنده است که تیم طراحی آنها را «مقصدهای میکرو-تعطیلات» مینامد؛ اتاقها و گوشههایی با تم شهرها و مناظر جهان: نیویورک، ریو دو ژانیرو، جزایر یونان، آمازون، وین، توکیو، سرنگتی و مانند اینها. هر کدام با کاغذدیواری، عکس، رنگ و مبلمان مخصوص خودش از فضای کار جدا میشود. ایده این است که کارمند برای یک جلسهی کوتاه یا فقط برای فاصلهگرفتن از نمایشگر، چند دقیقه «سفر» کند و به میزش برگردد. بعضی از این فضاها اتاقک تمرکز تکنفرهاند و بعضی اتاق جلسهی چهار تا ششنفره.

یکی از فضاهای میکرو-تعطیلات؛ عکسهای بالن هوای گرم، دیوار گرادیان و میز بلند برای جلسهی کوتاه. عکس: از گزارش پروژه در designboom — استفاده تحریری (منبع)

گوشهی قهوه و استراحت با حالوهوای مترو نیویورک؛ آجر تیره، نوار زرد و مبلمان نرم. عکس: Matthijs van Roon / HofmanDujardin — استفاده تحریری (منبع)
در طبقات ششم تا هشتم، Studio Modijefsky سه فضای دومنظوره طراحی کرده که همزمان اتاق جلسه و فضای حرکت و بازیاند و روی هم حدود هزار مترمربع مساحت دارند. هر طبقه یک مقصد است: طبقهی ششم «Tuscany» با پالت خاکرنگ و تراکوتا، آجر بازیافتی، پنل نمد و عناصر تعادل و بالاروی که فرمشان یادآور سروهای توسکانی است؛ طبقهی هفتم «Cape Town» با رنگهای تند، دیوار سنگنوردی، کیسهبوکس و میز پینگپنگ؛ و طبقهی هشتم «Dead Sea» با پالت پاستل، حلقهی هوایی و پلههای نشیمن منحنی برای حرکت آرام. مصالح این فضاها عمدتا بازیافتی است: نمد بازمصرف، آجر ضایعاتی و چوب دورریز.

Connector طبقهی هشتم («Dead Sea»)؛ کف چوب روشن، اجزای نشیمن سفید و دید پانورامایی به رودخانهی IJ و موزهی Nemo. عکس: Maarten Willemstein / Studio Modijefsky — استفاده تحریری (منبع)

Connector طبقهی هفتم («Cape Town»)؛ قابهای چوبی حرکت و بازی و دیوار سنگنوردی رنگی پشت آن. عکس: Maarten Willemstein / Studio Modijefsky — استفاده تحریری (منبع)
برنامهی غذاخوری در این کمپاس سه بخش دارد و روی سه طبقه پخش شده است. در طبقهی دوم، «The Market» کار استودیوی Linehouse Design است؛ یک بازار سرپوشیدهی اروپایی با میدان مرکزی، سازهی فلزی سفید، کیوسک قهوه، تابلوهای نورانی و کف تراتزو که همهچیز را، از نشیمنهای خلوت تا میزهای بلند گروهی، کنار هم دارد. در طبقهی پنجم، «Five Islands» طراحی Studio Modijefsky است؛ پنج «جزیره»ی تمدار با حلقهی مخمل آبی معلق، پردههای چاپی با نقش شاخوبرگ و پیشخوانهای استیل. در طبقهی نهم هم «High Garden» کار i29 است؛ رستورانی حدود ۹۰۰ مترمربع همراه با باغ پشتبام که گیاهان معطر همانجا در آن کشت میشوند و رو به منظرهی شهر باز است.

رستوران «The Market» در طبقهی دوم؛ کاروسل نورانی مرکزی، کف تراتزو و سقف تیرچهی چوبی. عکس: طراحی Linehouse Design، از گزارش پروژه در designboom — استفاده تحریری (منبع)

رستوران «Five Islands» در طبقهی پنجم از نمای بالا؛ پنج جزیرهی تمدار روی کف چوبی. عکس: طراحی Studio Modijefsky، از گزارش پروژه در designboom — استفاده تحریری (منبع)
در کنار رستورانهای بزرگ، هر طبقهی کاری آشپزخانه و ایستگاه قهوهی خودش را دارد؛ جزیرههای چوبی با صندلی بلند، چراغهای آویز بافته و مبلهای راحتی کنار پنجره با دید به محوطهی ریلی و شهر. پالت رنگی این نقاط با فضای کار فرق دارد — بیشتر آبی گرادیان و چوب — تا کارمند با تغییر رنگ دریابد که وارد فضایی غیررسمیتر شده است.

یک ایستگاه قهوه در طبقهی کاری؛ دیوار آبی گرادیان، پیشخوان چوبی و صندلیهای حصیری. عکس: از گزارش پروژه در designboom — استفاده تحریری (منبع)
نور روز از سقف شیشهای آتریوم و نمای تمامشیشه به عمق پلان میرسد. به گفتهی UNStudio، نورپردازی مصنوعی طوری طراحی شده که کمترین خیرگی را داشته باشد و با کار طولانی پشت نمایشگر سازگار باشد؛ نورپردازی معماری کار Studio Rublek و a.g Licht است و کنترل آکوستیک بر عهدهی دفتر DPA بوده است. هویت برند هم بیشتر از راه گرافیک محیطی و روایت منتقل شده است، نه نصب لوگو؛ سیستم نشانهگذاری Mijksenaar، عکسهای خود کارکنان و یادگاریهایی که در فضا پخش شدهاند همگی همان ایدهی «خانه بودن هر مقصد» را تکرار میکنند. حتی پارکینگ خودرو با حالوهوای «ورقههای یخ قطب جنوب» طراحی شده و پارکینگ دوچرخه با ظرفیت ۲٬۵۰۰ جای پارک، نوری به رنگ «خورشید رنگعوضکن» دارد.

نمای بیرونی؛ حجم پلکانی طرهدار رو به رودخانه با نمای شیشهای زاویهدار و زیرسقفهای چوبی. عکس: Hufton+Crow / UNStudio — استفاده تحریری (منبع)
خود ساختمان هم حجمی پلکانی دارد که طبقاتش بهسمت رودخانهی IJ طره میزنند، و نمای شیشهای زاویهدار با نوارهای آجری و زیرسقف چوبی، مقیاس بزرگ بنا را میشکند. مجموعه گواهی BREEAM Excellent گرفته است؛ بدون گاز کار میکند، از ذخیرهی حرارتی زمین (WKO)، توزیع هوای زیرکف و سقف تابشی بهره میبرد و پنلهای خورشیدی روی بامش نصب است.
هوشمندانهترین تصمیم این پروژه، مدل «مسترپلن + چند طراح» است. وقتی یک کارفرما ۶٬۵۰۰ کارمند از صد ملیت را زیر یک سقف جمع میکند، خطر این است که فضا یا آنقدر یکدست شود که بیروح به نظر برسد، یا آنقدر متنوع که آشفته. راهحل بوکینگ این بوده که یک استودیو اصول مشترک (مصالح، رنگهای پایه، نسبت گیاه، منطق نورپردازی) را تثبیت کند و بعد شش استودیوی دیگر در چارچوب آن آزاد باشند. نتیجه، تنوعی است که پشتش یک دستور زبان واحد ایستاده است؛ چیزی که در دفاتر تکطراح معمولا به این پختگی دیده نمیشود.
نقطهی قابل بحث، همان تمزدگی است. بیستوهشت فضای «میکرو-تعطیلات» و سه رستوران تمدار و پارکینگ با حالوهوای قطب جنوب، در بهترین حالت به تنوع تجربه کمک میکنند و در بدترین حالت به یک پارک موضوعی شرکتی نزدیک میشوند که هدف پنهانش نگهداشتن طولانیتر کارمند در ساختمان است. مرز میان «فضای دلپذیر» و «فضایی که ماندن بیشتر را عادی جلوه میدهد» باریک است و بوکینگ درست روی همین مرز حرکت کرده است. Arjan Dijk، مدیر ارشد بازاریابی بوکینگ، ساختمان را «خیرهکننده، پایدار و فراگیر» توصیف کرده است؛ سه صفتی که دوتای اول را میشود در عکسها دید و سومی را فقط با گذر زمان میتوان سنجید.
نکتهی سوم، مصرف مسئولانهی منابع است. بازیافت مبلمان دفاتر قبلی، استفاده از نمد و آجر و چوب دورریز در فضاهای Connector و گواهی BREEAM Excellent نشان میدهد پایداری در این پروژه فقط تأسیساتی نبوده و به لایهی طراحی داخلی هم رسیده است؛ لایهای که معمولا اولین قربانی بودجه و سلیقه است.
درس اول، مدل مسترپلن است. حتی یک شرکت متوسط ایرانی که چند طبقه یا چند واحد جدا دارد، میتواند بهجای سپردن کل کار به یک نفر یا کپیکردن یک دکور در همهی طبقات، اول یک «دستور زبان» تعریف کند: دو سه مصالح ثابت، یک پالت پایه، یک منطق نورپردازی و نسبت مشخصی از گیاه؛ و بعد اجازه دهد هر بخش با توجه به تیمش کمی متفاوت باشد. این کار هزینهی طراحی را کم میکند و از یکنواختی هم فاصله میگیرد.
درس دوم، فاصلهی کوتاه از میز کار است. لازم نیست کسی بیستوهشت اتاق تمدار بسازد؛ اما دو سه گوشهی کوچک با رنگ و مبلمان متفاوت از فضای کار — یک نیمکت کنار گیاه، یک اتاقک چهارنفره با کاغذدیواری خاص، یک ایستگاه قهوه با پالت جدا — برای هر دفتری قابل اجراست و همان کارکرد «بازنشانی ذهن» را دارد. استفاده از رنگ برای جهتیابی (هر ناحیه یک پالت) هم تقریبا بدون هزینهی اضافه ممکن است.
درس سوم، پایداری در لایهی داخلی است. در بازار ایران که بازسازی مکرر دفاتر رایج است، نگهداشتن و بازآرایی مبلمان قبلی، انتخاب مصالح با دوام و کفپوش قابلتعویض بهجای دورریز کامل، هم به بودجه کمک میکند و هم به محیط زیست؛ همان کاری که بوکینگ با مبلمان دفاتر قدیمیاش کرد.
دفتر مرکزی بوکینگ در آمستردام آزمونی بزرگ برای این ایده است که فضای کار میتواند مثل یک شهر کوچک، همزمان منسجم و متکثر باشد. برای دفاتر ایرانی، آنچه میتوان از این پروژه برداشت کرد نه فهرست امکانات لوکس است، بلکه همان منطق مسترپلن، فاصلهی کوتاه فضاهای جمعی از میز کار و جدیگرفتن گیاه و نور روز. اگر به بازطراحی فضای کارتان فکر میکنید، نگاهی به رویکرد ما در طراحی داخلی فضای اداری و طراحی محیط کار الهامبخش بیندازید، یا برای یک مشاورهی رایگان با معیار در تماس باشید.


















تصاویر از گزارشهای رسمی پروژه در designboom و ArchDaily و صفحههای رسمی استودیوهای i29، Studio Modijefsky و HofmanDujardin؛ عکاسی از Matthijs van Roon، Ewout Huibers، Maarten Willemstein، Stijn Poelstra و Hufton+Crow. اینجا با هدف نقد و تحلیل معماری و با ذکر منبع بازنشر شدهاند.