
چگونه یک استودیوی معماری استانبولی، دو ساختمان مسکونی قدیمی را به مجموعهای سرزنده برای یک استودیوی بازیسازی جوان تبدیل کرد

نمای عمومی اتریوم مرکزی؛ پلکانهای نشیمنی، اتاقهای جلسهی معلق و لوگوی روشن گود جاب گیمز روی دیوار. عکس: İbrahim Özbunar / Jeyan Ülkü Architects — استفاده تحریری (منبع)
توصیف پروژه
یک درخت بزرگ وسط یک نیمکت دایرهای نشسته، پلکانی چوبی از دل صندلیهای آمفیتئاتری بالا میرود و پشت یک دیوار شیشهای، سازهای شبیه گلخانههای ویکتوریایی چند میز غذاخوری را در خودش جا داده. این صحنه در طبقه همکف یک ساختمان اداری نیست؛ ورودی دفتر گود جاب گیمز در استانبول است، جایی که معماران بهجای یک لابی معمولی، یک خیابان کوچک ساختهاند.
طراحی داخلی دفتر گود جاب گیمز، اثر استودیوی استانبولی Jeyan Ülkü Architects، یکی از تازهترین و پرجزئیاتترین نمونههای محیط کار در صنعت بازیسازی است. گود جاب گیمز، استودیوی بازیسازی موبایل ترکیهای، دو ساختمان مسکونی کمارتفاع و مجاور هم در استانبول را خریداری کرده بود و از معماران خواسته بود چیزی غیر از یک دفتر متعارف بسازند؛ فضایی که با فرهنگ جوان و غیررسمی این استودیو همخوان باشد. پروژه در حدود ۴٬۳۰۰ مترمربع اجرا شده و طبق ArchDaily و سایت رسمی استودیو در سال ۲۰۲۳ تکمیل شده است (سایت Office Snapshots سال ۲۰۲۴ را ثبت کرده که احتمالا به تاریخ انتشار گزارش برمیگردد، نه تاریخ بهرهبرداری). عکسهای رسمی پروژه را İbrahim Özbunar گرفته است.
ایده مرکزی پروژه ساده و رادیکال است: بهجای طراحی یک لابی، معماران یک خیابان طراحی کردهاند. گالری ورودی بهشکل یک فضای عمومی شهری درآمده و فضاهای جانبی — کافه، فروشگاه کوچک، اتاقهای جلسه — مثل ساختمانهای جداگانه در امتداد همین «خیابان» ردیف شدهاند. یک درخت واقعی و بزرگ در محور مرکزی کاشته شده و نیمکتی دایرهای دورش پیچیده؛ حسی که بیشتر به یک میدان کوچک شهری شبیه است تا سرسرای یک شرکت فناوری.

گالری ورودی؛ لابی که مثل یک میدان شهری با درخت بزرگ و کافه طراحی شده است. عکس: İbrahim Özbunar / Jeyan Ülkü Architects — استفاده تحریری (منبع)
در امتداد همین خیابان داخلی، یک سازه فلزی و شیشهای به سبک گلخانههای ویکتوریایی ساخته شده که کافهتریای اصلی درونش جا گرفته است. سقف شیبدار شیشهای، نور روز را مستقیم به داخل سالن غذاخوری میفرستد و آویزهای شیشهای کروی، در شب همان حس گلخانه را حفظ میکنند. طراحان میگویند هدفشان از این جزیرهی شیشهای درون یک بنای صنعتی، تقویت «توهم فضای بیرونی» بوده؛ یعنی کارمند حتی داخل ساختمان هم حس نکند از هوای آزاد فاصله گرفته است.

کافهتریای شیشهای شبیه گلخانههای ویکتوریایی، در امتداد گالری اصلی. عکس: İbrahim Özbunar / Jeyan Ülkü Architects — استفاده تحریری (منبع)
پلکان اصلی که طبقات را به هم وصل میکند، از دل یک ردیف صندلیهای چوبی پلکانی (bleacher) بیرون میآید. این سطح چندمنظوره هم پلکان است، هم آمفیتئاتر برای جلسات غیررسمی و گردهماییهای کوچک، و هم فقط جایی برای نشستن با لپتاپ زیر گیاهانی که لبه هر پله را پوشاندهاند. کوسنهای خاکستری که نشیمن را میسازند، سبک و قابل جابهجاییاند و همین انعطاف باعث میشود فضا بسته به نیاز، از یک پلکان ساده به یک سالن سخنرانی کوچک تبدیل شود.

پلکان نشیمنی؛ ترکیب پلکان ارتباطی و آمفیتئاتر غیررسمی برای گفتوگوهای کوتاه یا جلسات کوچک. عکس: İbrahim Özbunar / Jeyan Ülkü Architects — استفاده تحریری (منبع)
در مقابل فضاهای نمایشی خیابان و آمفیتئاتر، ناحیهی میزهای کار نسبتا آرام و بیادعا طراحی شده است. صندلیهای ارگونومیک روی فرشهایی با الگوی هندسی جای گرفتهاند و میزها بهصورت گروههای دونفره یا چهارنفره کنار هم چیده شدهاند، نه در ردیفهای طولانی. باکسهای چوبی و شیشهای اتاق تیم و دیوارهای مشبک (سوراخدار) میان بخشهای مختلف فاصله بصری ایجاد میکنند بدون آنکه نور را قطع کنند؛ همان تعادلی که هر پلان باز بزرگ به آن نیاز دارد.

فضای کار باز؛ میزهای دونفره روی فرشی با الگوی هندسی، در کنار یک آشپزخانه کوچک تیمی. عکس: İbrahim Özbunar / Jeyan Ülkü Architects — استفاده تحریری (منبع)
اتاقهای جلسه اینجا روی زمین نمینشینند؛ جعبههای چوبی و شیشهای مثل کانتینرهایی روی پلهای ارتباطی و لبههای اتریوم آویزان شدهاند. این معلقبودن دو فایده دارد: طبقه همکف را برای گردش و تجمع آزاد میگذارد، و از داخل هر اتاق جلسه، دید به کل اتریوم باز میماند. برای تماسهای کوتاه یا کار متمرکز فردی هم اتاقکهای تلفن شیشهای با دیواره نقطهچین پخش شدهاند؛ راهحلی ساده برای مشکل همیشگی پلان باز، یعنی نبود حریم صوتی.

اتاقکهای تلفن شیشهای برای تماس یا کار کوتاه متمرکز؛ دیواره نقطهچین هم صدا را کمی میشکند هم دید را کامل نمیبندد. عکس: İbrahim Özbunar / Jeyan Ülkü Architects — استفاده تحریری (منبع)
در کنار کافهتریای شیشهای، یک سالن غذاخوری دوم با پالت رنگی کاملا متفاوت طراحی شده: نیمکتهای مخملی سبز تیره، دیوارهای پنلی و آویزهای کروی سفید. تغییر آگاهانه پالت رنگی از فضایی به فضای دیگر، به کارمند کمک میکند فضاها را بدون تابلوی راهنما از هم تشخیص دهد؛ رنگ اینجا نقش جهتیابی دارد، نه فقط دکور.

سالن غذاخوری دوم با نیمکتهای مخملی سبز؛ پالت رنگی متفاوت از باقی دفتر برای جهتیابی بصری. عکس: İbrahim Özbunar / Jeyan Ülkü Architects — استفاده تحریری (منبع)
طبقه پایینتر ساختمان را تیم طراحی «طبقه بازی» نامیده است: یک کافهی دوم هم همانجاست، در کنار یک باشگاه بدنسازی کاملا تجهیزشده پشت دیواره شیشهای، رختکن با کمدهای هوشمند، و یک اتاق بازی با دستگاه آرکید قدیمی. این طبقه عملا محیط کار را از یک ساختمان اداری به چیزی نزدیکتر به یک مرکز اجتماعی میبرد؛ منطقی که برای جذب و نگهداشتن نیروی جوان صنعت بازیسازی طراحی شده.

سالن بدنسازی کاملا تجهیزشده، در طبقه موسوم به «طبقه بازی». عکس: İbrahim Özbunar / Jeyan Ülkü Architects — استفاده تحریری (منبع)

رختکن و کمدهای هوشمند، مکمل باشگاه؛ رنگ فیروزهای تیره حس یک اسپا را به فضا میدهد. عکس: İbrahim Özbunar / Jeyan Ülkü Architects — استفاده تحریری (منبع)
در ناحیهای خلوت و دورتر از خیابان اصلی، ردیفی از پادهای خواب دوطبقه با کاغذدیواری طرح گله گوسفند دیده میشود؛ کپسولهای چوبی با پرده، تشک و پریز برق، درست به اندازه یک کوپه کوچک قطار. طراحی این پادها نشان میدهد پروژه فقط دنبال فضاهای پرسروصدا و نمایشی نبوده؛ استراحت واقعی و چرت کوتاه هم بخشی رسمی از برنامه فضایی بوده، نه یک افزوده فرعی.

راهروی پادهای خواب؛ کپسولهای دوطبقه چوبی برای استراحت کوتاه کارکنان. عکس: İbrahim Özbunar / Jeyan Ülkü Architects — استفاده تحریری (منبع)

داخل یک پاد خواب؛ پرده، تشک و پریز برق در ابعاد یک کوپه کوچک. عکس: İbrahim Özbunar / Jeyan Ülkü Architects — استفاده تحریری (منبع)
زبان متریال در کل پروژه ساده و تکرارشونده است: چوب روشن برای حجمهای اتاق و پلکان، بتن و رنگ سفید برای پوسته صنعتی باقیمانده از ساختمانهای قدیمی، و نردههای فلزی سفید برای پلها و بالکنها. روی این زمینه خنثی، گیاه نقش اصلی رنگ را بازی میکند: درختهای بزرگ در حیاط مرکزی، دیوارهای پوشیده از پیچک، و گلدانهای ردیفی روی هر نرده. نورپردازی مصنوعی هم عمدتا با آویزهای استوانهای و کروی انجام شده که بهجای نور یکنواخت سقفی، لکههای نور نرم در طول خیابان میسازند. گیاه و نور روز در دفتر مرکزی بوکینگ هم نقشی مشابه دارد؛ آتریوم پرگیاه کمپاس بوکینگ در آمستردام نمونهای از همین رویکرد در مقیاسی بزرگتر است.
هوشمندانهترین تصمیم این پروژه، تبدیل محدودیت به فرصت است. دو ساختمان مسکونی جداگانه با سقف کوتاه و پلان نامنظم، معمولا دشمن یک دفتر یکپارچهاند. Jeyan Ülkü Architects بهجای پنهانکردن این ناهمگونی، آن را به روایت اصلی پروژه تبدیل کرده: اگر ساختمان از چند بخش جدا تشکیل شده، پس بگذار فضای بین آنها یک خیابان واقعی باشد. این ایده، برنامهی فضایی پراکنده (کافه، باشگاه، پادهای خواب، کتابخانه) را به یک مسیر روایی منسجم وصل میکند؛ انسجامی که در بیشتر دفاتر تکبنا هم اینقدر جمعوجور دیده نمیشود.
نقطه قابل بحث، مقیاس تعهد به تفریح است. باشگاه، اتاق آرکید و پادهای خواب برای یک شرکت بازیسازی جوان منطقیاند، اما همان خطر همیشگی دفاتر «سرگرمکننده» را هم با خودشان میآورند: مرز میان محیط کار و محیط زندگی کارمند کمرنگ میشود و انتظار حضور طولانیتر در دفتر، پنهان در دل طراحی جا خوش میکند. طراحان در توصیف پروژه صریح میگویند هدفشان اجتناب از «فضای اداری متعارف» بوده؛ جملهای که هم نقطه قوت پروژه است، هم دقیقا همان جایی که باید با احتیاط خوانده شود.
نکته سوم درباره مقیاس انسانی است. با وجود ارتفاع بلند اتریوم و پیچیدگی حجمهای معلق، فضا هرگز لهکننده به نظر نمیرسد؛ چون هر بخش (پله، اتاق جلسه، غرفه کافه) اندازه یک اتاق کوچک را دارد، نه یک سالن بزرگ. همین تکهتکهکردن فضا به واحدهای کوچک و قابلفهم، شاید مهمترین درسی باشد که فراتر از سبک بصری پروژه قابل انتقال است.
درس اول همان ایدهی خیابان داخلی است که برای بسیاری از ساختمانهای اداری ایران — بهخصوص واحدهای تبدیلشده از آپارتمان یا ویلای قدیمی به دفتر — کاملا قابل اجراست. بهجای تلاش برای یکدستکردن چند فضای نامنظم، میتوان مسیر اصلی رفتوآمد را با کفسازی متفاوت، نورپردازی خطی و ایستگاههای کوچک (کافه، نشیمن، کتابخانه) به یک محور سرزنده تبدیل کرد؛ کاری که هزینهاش از یکپارچهسازی کامل سازهای بسیار کمتر است. نمونهای در مقیاسی بسیار بزرگتر از همین منطق را در طراحی داخلی دفتر اوبر در سانفرانسیسکو میبینید، جایی که یک خیابان داخلی ستون فقرات ساختمان است.
درس دوم درباره استراحت واقعی است. لازم نیست یک دفتر ایرانی پاد خواب چوبی با کاغذدیواری طرح گوسفند بسازد؛ اما یک اتاق کوچک و کمنور با دو صندلی راحتی و پرده ضخیم، برای نیمساعت استراحت ظهر، هزینهای ناچیز دارد و اثرش روی کاهش خستگی کارکنان کاملا ملموس است. همینطور یک نیمکت دایرهای دور یک درخت یا گلدان بزرگ — نسخه کوچکشده حیاط مرکزی گود جاب گیمز — میتواند در هر لابی متوسط ایرانی هم جواب بدهد، بهخصوص با گونههای گیاهی مقاوم به نور کم داخلی.
درس سوم، استفاده از رنگ برای جهتیابی است، نه فقط تزیین: هر ناحیه کاری یا جمعی یک پالت رنگی مشخص داشته باشد تا کارمند و مهمان بدون تابلو بفهمند کجای دفتر ایستادهاند. این ایده تقریبا بدون هزینه اضافه، فقط با انتخاب هوشمندانه رنگ دیوار و پارچه مبلمان قابل اجراست.
دفتر گود جاب گیمز نشان میدهد که یک برنامه فضایی جاهطلبانه — خیابان، آمفیتئاتر، گلخانه، باشگاه، پادهای خواب — وقتی میتواند خوب کار کند که همه اجزا حول یک ایده ساده جمع شوند، نه پراکنده و بیربط. برای دفاتر ایرانی که با بودجه محدودتر و ساختمانهای نامنظمتر سروکار دارند، درس اصلی همین انسجام روایی است، نه فهرست امکانات. همین رویکرد پایه کار ما در طراحی داخلی فضای اداری، طراحی فضای استارتاپ و طراحی محیط کار الهامبخش است؛ اگر دفتر شما هم به بازطراحی نیاز دارد، برای مشاوره رایگان با معیار در تماس باشید.





























همه تصاویر از گالری رسمی پروژه در ArchDaily و Office Snapshots، عکاسی از İbrahim Özbunar برای استودیوی Jeyan Ülkü Architects؛ اینجا با هدف نقد و تحلیل معماری و با ذکر منبع بازنشر شدهاند.