معیار

طراحی داخلی دفتر مرکزی اوبر؛ یک شهر عمودی در سانفرانسیسکو

چگونه دو برج شیشه‌ای با یک خیابان داخلی، کارمندان پراکنده در سطح شهر را زیر یک سقف جمع کرد

طراحی داخلی دفتر مرکزی اوبر؛ سکوی نشیمن پلکانی سالن گردهمایی با دید به حیاط سبز و افق شهر

سکوی نشیمن پلکانی در دل دفتر مرکزی اوبر؛ پنجره تمام‌قد، دید به حیاط سبز و افق سانفرانسیسکو. عکس: Eric Laignel — انتشار در Interior Design؛ استفاده تحریری (منبع)

دسته‌بندی
طراحی داخلی اداری / محیط کار
معماری ساختمان
SHoP Architects با Pfau Long Architecture
معماری و مسترپلن داخلی
Huntsman Architectural Group (برج‌های ۳ و ۴) و RMW (ساختمان‌های ۱ و ۲)
طراحی منظر
SWA Group
کارفرما
اوبر
موقعیت
محله Mission Bay، خیابان Third، سانفرانسیسکو — کنار Chase Center
مساحت
حدود ۵۴٬۳۰۰ مترمربع (برج‌های ۳ و ۴)؛ کل پردیس چهارساختمانه بیش از ۱ میلیون فوت‌مربع روی ۹٫۳ هکتار
طبقات و ظرفیت
دو برج ۱۱ طبقه؛ حدود ۵٬۰۰۰ کارمند
سال
تکمیل و نقل‌مکان ۲۰۲۰؛ گشایش کامل ۲۰۲۱
پایداری
LEED v4 Gold و WELL v2 Platinum
عکاس
Eric Laignel

توصیف پروژه

وقتی از پیاده‌رو خیابان Third وارد می‌شوید، مرز میان بیرون و داخل گم می‌شود. پنل‌های شیشه‌ای نما جفت‌جفت و مثل آکاردئون باز شده‌اند، هوای خلیج تا میانه لابی می‌آید و یک زیرسقف برنجی بلند شما را به سمت پلکان می‌کشد. چند طبقه بالاتر، کارمندی روی یک سکوی نشیمن پلکانی با تشک‌های سرخ و آبی لپ‌تاپش را باز کرده و از پشت شیشه هم حیاط سبز پایین را می‌بیند و هم برج‌های مرکز شهر را.

طراحی داخلی دفتر مرکزی اوبر در محله Mission Bay سانفرانسیسکو، پاسخی است به یک پرسش ساده: وقتی شرکتی کارمندانش را در ده‌ها ساختمان اجاره‌ای پخش کرده، چطور دوباره آن‌ها را کنار هم می‌آورد؟ اوبر برای نخستین ساختمانی که از پایه برای خودش ساخت، کار پوسته و اسکلت را به SHoP Architects سپرد و طراحی و مسترپلن داخلی را میان دو دفتر سانفرانسیسکویی تقسیم کرد: Huntsman Architectural Group برای دو برج یازده‌طبقه (ساختمان‌های ۳ و ۴) و RMW برای دو ساختمان دیگر. مجموعه در سال ۲۰۲۰ آماده بهره‌برداری شد، اما گشایش کاملش به ۲۰۲۱ و اوج همه‌گیری کرونا افتاد. عکس‌های محیط کار را Eric Laignel گرفته است. (در اعلام اولیه سال ۲۰۱۵، Studio O+A همراه SHoP معرفی شده بود، اما آنچه در نهایت ساخته و اجرا شد کار Huntsman و RMW است.)

لابی اصلی طراحی داخلی دفتر مرکزی اوبر با دیوار نمایشگر LED و تیوب‌های نور رنگی به شکل نقشه خیابان

لابی اصلی؛ دیوار نمایشگر و شبکه‌ای از تیوب‌های نور سرخ و آبی که مثل نقشه خیابان‌های شهر روی سقف فلزی نمایان کشیده شده. عکس: Eric Laignel — انتشار در Interior Design؛ استفاده تحریری (منبع)

طراحی داخلی دفتر مرکزی اوبر؛ خیابانی که از میان ساختمان می‌گذرد

ایده اصلی، شهر است. تیم طراحی، مجموعه را مثل یک شهر عمودی دیده است: برج‌ها ناحیه‌های بزرگ، طبقه‌ها محله‌ها و تیم‌ها کوی‌ها. ستون فقرات این شهر نواری است به نام The Commons که در جبهه غربی هر دو ساختمان و رو به خیابان کشیده شده؛ نواری پیوسته از پلکان، لابی، نقطه‌های قهوه و نشیمن‌های ریز و درشت که در گوشه‌ها و کنار بازشوهای نما پخش شده‌اند. کارمند برای رسیدن از در ورودی به میز کارش، ناچار از دل این فضاهای مشترک عبور می‌کند.

تجربه فضا: از ورودی تا میز کار

لابی‌ها دوطبقه‌اند و بیشتر به سالن یک هتل شبیه‌اند تا پذیرش یک شرکت: مبلمان خانگی، بار باریستا و یک پیشخوان بتنی سفارشی حدود دوازده‌متری که در سه تکه نصب شده است. در یکی از لابی‌ها، تیوب‌های شیشه دایکروئیک بسته به زاویه نگاه رنگ عوض می‌کنند و خوشه‌ای از چراغ‌های کاغذی مثل ابر از سقف آویزان است؛ یک دوچرخه جاده هم گوشه پیشخوان تکیه داده که به فرهنگ رفت‌وآمد کارمندان اشاره دارد. لابی هتل‌مانند در دفتر مرکزی بوکینگ در آمستردام هم با همین منطق، ورود به ساختمان اداری را به تجربه‌ای شبیه ورود به هتل تبدیل کرده است. پلکان‌های ارتباطی از همین‌جا آغاز می‌شوند و شما را بالا می‌برند، بی‌آنکه سراغ آسانسور بروید.

لابی دوطبقه طراحی داخلی دفتر مرکزی اوبر با زیرسقف برنجی و شیشه تمام‌قد رو به خیابان

لابی دوطبقه رو به خیابان Third؛ زیرسقف برنجی، ستون سیاه و شیشه تمام‌قد که نما را به پیاده‌رو وصل می‌کند. عکس: Eric Laignel — انتشار در Interior Design؛ استفاده تحریری (منبع)

لابی طراحی داخلی دفتر مرکزی اوبر با سقف شیشه دایکروئیک رنگ‌عوض‌کن و چراغ‌های کاغذی ابری و یک دوچرخه جاده

لابی کوچک‌تر؛ سقف شیشه دایکروئیک، ابرهای کاغذی Molo و دوچرخه‌ای که به فرهنگ رفت‌وآمد کارمندان اشاره دارد. عکس: Eric Laignel — انتشار در Interior Design؛ استفاده تحریری (منبع)

چیدمان فضای کار: کوی، نه پلان باز یکدست

برخلاف تصور رایج از یک دفتر فناوری، اینجا کف بی‌مرزی پر از ردیف میز نیست. میزها در «کوی»‌های تیمی کوچک جمع شده‌اند که هرکدام پالت رنگ، متریال و ورودی خودش را دارد؛ ورودی هر تیم یک «ایوان جلویی» است که تیم آزاد است آن را به سلیقه خودش بچیند. میزهای کار را در لبه نما و پشت شیشه چیده‌اند تا بیشترین بهره را از نور روز و دید به شهر و خلیج ببرند، و دیوارهای جداکننده بیشتر پنل‌های اکوستیک مشبک‌اند با نقشی برگرفته از بافت شهرها. روی جداره برخی اتاق‌ها هم نام شهرهایی که اوبر در آن‌ها فعال است نوشته شده — از Seattle تا Cairo.

کوی کاری در دفتر مرکزی اوبر با ورودی ایوان جلویی و دیوار نام شهر و قفسه‌های متحرک

یک کوی تیمی؛ ورودی «ایوان جلویی»، دیوار سبز نام شهر و قفسه‌های متحرک که مرز نرم فضا را می‌سازند. عکس: Eric Laignel — انتشار در Officelovin؛ استفاده تحریری (منبع)

حرکت بین دو برج

مهم‌ترین تصمیم پروژه در مقطع ساختمان، وادار کردن آدم‌ها به جابه‌جایی است. پلکان‌های ارتباطی و بازشوهای دال آگاهانه جای‌گذاری شده‌اند تا هر طبقه با طبقه‌های بالا و پایین خود هم پیوند دیداری داشته باشد و هم دسترسی پیاده؛ پای بیشتر پلکان‌ها یک نشیمن کوچک یا نقطه قهوه هست تا مسیر، بهانه توقف و برخورد بسازد. دو ساختمان اصلی با پل‌های آسمانی به هم وصل شده‌اند که زیرسطحشان آینه است و حیاط و باغ‌های پایین را بازتاب می‌دهد؛ مسیرهای سرپوشیده و روباز را کنار هم گذاشته‌اند تا رفت‌وآمد میان برج‌ها به یک انتخاب روزمره بدل شود، نه یک زحمت. تقسیم کار دو ساختمان هم عمدی است: یکی بیشتر به کار آرام و متمرکز اختصاص یافته و دیگری به معاشرت و رویداد. همین تفکیک هم صدا را مدیریت می‌کند و هم به کارمند می‌گوید در هر برج چه انتظاری داشته باشد.

پلکان ارتباطی طراحی داخلی دفتر مرکزی اوبر با نرده ترکه‌ای چوبی و نشیمن سبز در پاگرد

پلکان ارتباطی با پوسته ترکه‌ای چوب؛ نشیمن سبز کنار پله، مسیر را به بهانه توقف بدل می‌کند. عکس: Eric Laignel — انتشار در Interior Design؛ استفاده تحریری (منبع)

متریال، رنگ و نور

پالت متریال دو لایه دارد: پوسته‌ای خام و صنعتی — بتن صیقلی، سقف تاسیساتی نمایان، مهاربند فولادی — و روی آن لایه‌ای گرم و خانگی از چوب. گونه‌های چوب کم نیستند: شاه‌بلوط فرانسوی برای پلکان، بلوط سفید برای نشیمن‌ها، گردو برای کابینت و روکش‌کاری، تخته‌سه‌لای توس (birch) برای اتاق سازندگان و پارکت لاریچ (larch) برای کف کتابخانه. Alison Woolf از تیم Huntsman می‌گوید هدف این بود که «هیچ چیز مصنوعی‌ای در کار نباشد»؛ متریال‌ها بر پایه سلامت کاربر و کم‌بودن ترکیبات آلی فرار انتخاب شده‌اند. نور روز اولویت نخست است و در سالن گردهمایی طبقه ششم، شبکه‌ای از نورگیرهای سقفی همه فضا را روشن می‌کند.

فضای رویداد همکف در دفتر مرکزی اوبر با پارتیشن آکاردئونی مشبک و دیوار طلایی شبکه خیابان

فضای رویداد همکف؛ پارتیشن آکاردئونی مشبک تا سقف بالا می‌رود و دیوار پشتی طلایی مثل شبکه انتزاعی خیابان‌های شهر بافته شده. عکس: Eric Laignel — انتشار در Interior Design؛ استفاده تحریری (منبع)

فضاهای جمعی: از سالن غذاخوری تا بام

سهم فضاهای غیرکاری در این پردیس زیاد است. هر جفت‌ساختمان یک سالن غذاخوری حدود سه‌هزارمترمربعی دارد و چهار بار قهوه در کل مجموعه پخش شده است. سالن غذاخوری برج‌های ۳ و ۴ با دیوار کاشی سبز و صندلی‌های خم حصیری، حال‌وهوای یک کافه اروپایی دارد؛ طبقه‌ای دیگر با باغچه‌بندی چوبی پر از گیاه، مرز نرمی میان میزهای ناهار و فضای کار می‌کشد. سالن گردهمایی طبقه ششم، The Forum، یک سکوی نشیمن پلکانی با تشک‌های رنگی و یک نمایشگر بزرگ دارد که در نور روز هم خواناست. روی بام، تراس‌های منظرآراسته با یک تریلیس فولادی سفارشی و سینی‌های کاشت آویزان، فضای کار و ورزش و رویداد را به هوای آزاد می‌برند.

طبقه کافه در دفتر مرکزی اوبر با باغچه‌بندی چوبی پر از گیاه و میزهای گرد کنار پنجره

طبقه کافه؛ نوار باغچه چوبی پر از گیاه، فضای خوردن را از فضای کار جدا می‌کند بی‌آنکه دیواری بکشد. عکس: Eric Laignel — انتشار در Interior Design؛ استفاده تحریری (منبع)

سالن غذاخوری طراحی داخلی دفتر مرکزی اوبر با دیوار کاشی سبز و صندلی‌های خم حصیری و آویزهای نارنجی

سالن غذاخوری مشترک برج‌های ۳ و ۴؛ دیوار کاشی سبز با گرافیک قوسی، صندلی خم حصیری و سقف اسپری سیاه با آویزهای نارنجی. عکس: Eric Laignel — انتشار در Interior Design؛ استفاده تحریری (منبع)

اتاق جلسه، تمرکز و سلامت

تنوع فضاهای کار زیاد است: اتاق‌های آموزش و کنفرانس، بوت‌های تلفن بسته، آلکوها (گوشه‌های تورفته) برای مطالعه، یک کتابخانه کار متمرکز به رنگ کبالت بدون هیچ نمایشگر، و اتاق سازندگان با دیواری شبیه تخته میخی بزرگ که قفسه‌هایش جابه‌جا می‌شوند. سوئیت سلامت شامل باشگاه، استودیو یوگا و بار بالت، دوش و اتاق‌های مراقبه و نمازخانه است و ورودی‌اش را موزاییک کاشی رنگی تعریف می‌کند. اتاق مادر تقریبا در هر طبقه هست و یک زون آرامش با صندلی‌های آویز حصیری رو به تراس‌ها باز می‌شود.

زون تمرکز در دفتر مرکزی اوبر با بوت‌های ارغوانی و آلکوهای مطالعه با صندلی راحتی

زون کار متمرکز؛ بوت‌های تک‌نفره ارغوانی و آلکوهای مطالعه با صندلی راحتی، برای فاصله‌گرفتن از میز اصلی. عکس: Eric Laignel — انتشار در Interior Design؛ استفاده تحریری (منبع)

ورودی سوئیت سلامت طراحی داخلی دفتر مرکزی اوبر با استودیو بار بالت و دیوار موزاییک کاشی رنگی

ورودی سوئیت سلامت؛ استودیو با بار بالت پشت شیشه، دیوار موزاییک کاشی رنگی و گیاهان آویزان از سقف شبکه‌ای چوب. عکس: Eric Laignel — انتشار در Interior Design؛ استفاده تحریری (منبع)

هویت برند در فضا

برند اوبر اینجا با لوگوهای بزرگ فریاد نمی‌زند؛ در جزئیات پخش شده است. موتیف نقشه و شبکه خیابان — که ریشه در کار خود شرکت دارد — در دیوارهای شاخص، در نورپردازی لابی و در گرافیک محیطی تکرار می‌شود. برنامه هنری کاملا به هنرمندان محلی سپرده شده است؛ برای نمونه، یک اثر نخی بزرگ از Nike Schroeder روی دیوار دوطبقه یک اتاق استراحت، و نقاشی چندپنلی رنگی Leah Rosenberg کنار پلکان رابط دو برج دیده می‌شود.

پلکان رابط دو برج در دفتر مرکزی اوبر با نقاشی چندپنلی رنگی و خوشه چراغ‌های کاغذی

پلکان رابط دو برج؛ نقاشی چندپنلی Leah Rosenberg روی دیوار دوطبقه و خوشه‌ای از چراغ‌های کاغذی. عکس: Eric Laignel — انتشار در Interior Design؛ استفاده تحریری (منبع)

سازه و نما در یک نگاه

ساختمان SHoP بازخوانی همان جعبه شیشه‌ای آشناست: نمای دولایه با پنل‌های بازشو که جفت‌جفت و آکاردئونی به دما و هوا واکنش می‌دهند و SHoP آن را «نمای نفس‌کش» می‌نامد. میان دو پوسته، آتریوم‌های عمودی — که تیم طراحی «سولاریوم» می‌خواندشان — از میان طبقات بالا می‌روند و فضای کار را به آسمان و شهر وصل می‌کنند. Shannon Han از SHoP می‌گوید این سولاریوم‌ها «به آدم‌ها امکان می‌دهند مسیر و تجربه خودشان را انتخاب کنند». مجموعه گواهی LEED v4 Gold و WELL v2 Platinum گرفته است.

نمای بیرونی دو برج شیشه‌ای دفتر مرکزی اوبر و پل آسمانی آینه‌ای میان آن‌ها در غروب

دو برج شیشه‌ای مسی‌فام و پل آسمانی آینه‌ای که طبقات میانی را به هم وصل می‌کند. عکس: Eric Laignel — انتشار در Interior Design؛ استفاده تحریری (منبع)

تحلیل طراحی داخلی دفتر مرکزی اوبر از نگاه معیار

هوشمندانه‌ترین حرکت این پروژه، طراحی گردش است. به‌جای آنکه امکانات رفاهی را در یک طبقه جمع کند، نقطه‌های قهوه و نشیمن و پلکان را در مسیر روزمره کارمند پخش کرده و رفتن از برجی به برج دیگر را به تصمیمی بی‌زحمت بدل کرده است. لایه‌بندی متریال هم درست است: پوسته خام صنعتی که ارزان و بادوام است، و لایه‌ای گرم از چوب و پارچه که فقط جایی خرج شده که دست و چشم آدم به آن می‌رسد. تفکیک دو ساختمان به «آرام» و «فعال» هم ابزاری ساده و کارآمد برای مدیریت صداست.

اما دو نکته جای بحث دارد. اول، مقیاس: پردیسی که همه‌چیز را از مهدکودک تا باشگاه و رستوران درون خودش دارد، کارمند را در یک حباب خوشایند نگه می‌دارد و مرز کار و زندگی را محو می‌کند — نقدی که به بیشتر پردیس‌های بزرگ فناوری وارد است. دوم، زمان‌بندی: ساختمانی که برای حضور روزانه پنج هزار نفر طراحی شده بود، درست زمانی افتتاح شد که همه‌گیری و پس از آن مدل کار ترکیبی، حضور روزانه را کم کرد؛ اوبر ناچار شد بخشی از فضا را به دیگران اجاره بدهد. یعنی حتی بهترین طراحی محیط کار هم در برابر تغییر ناگهانی الگوی کار آسیب‌پذیر است، و انعطاف واقعی مهم‌تر از سخاوت متری است.

درس دفتر مرکزی اوبر برای طراحی دفتر کار در ایران

درس اول، ارزان‌ترین بخش ماجراست: مسیر را طراحی کنید. لازم نیست بودجه سولاریوم و پل آینه‌ای داشته باشید تا آدم‌ها را به حرکت و برخورد وادار کنید؛ کافی است پلکان اصلی را دیدنی و دلباز کنید، نقطه قهوه را سر راه بگذارید نه در انتهای یک راهرو، و پای هر پله یک نشیمن کوچک بچینید. در ساختمان‌های چندطبقه تهران، همین جابه‌جایی محل پله و آبدارخانه، بیشتر از هر شعار «تعامل» جواب می‌دهد.

درس دوم درباره چیدمان و متریال است. نسخه بومی ایده اوبر، پلان باز یکدست نیست؛ مجموعه‌ای از «کوی»‌های تیمی کوچک است که هرکدام یک فضای بسته جلسه و یک گوشه غیررسمی کنار خود دارد — سازگارتر با فرهنگ کار ایرانی و بهتر برای حریم صوتی. متریال را هم می‌توان دولایه دید: سقف و کف ساده و مقاوم به‌عنوان زمینه، و خرج چوب و پارچه فقط روی سطوحی که در تماس مستقیم با دست و چشم‌اند.

درس سوم، اقلیم و انعطاف است. نور روز فراوان تهران سرمایه است، اما اگر کنترل نشود مزاحم می‌شود؛ پس میز کار را کنار نور بگذارید، ولی سایه‌بان و نور غیرمستقیم را از همان ابتدا در نقشه پیش‌بینی کنید. و به یاد تجربه تلخ افتتاح اوبر، چیدمان را طوری ببندید که اگر فردا نیمی از تیم دورکار شدند، همان فضا بتواند فشرده‌تر و کارآمدتر کار کند.

جمع‌بندی

دفتر مرکزی اوبر بیش از آنکه نمایش تجمل فناوری باشد، تمرینی است در «شهرسازی داخلی»: مسیر، محله و فضای عمومی‌ای که آدم‌ها را کنار هم می‌آورد. اگر مقیاس بلندپروازانه و بدشانسی زمان‌بندی را کنار بگذاریم، آنچه می‌ماند — گردش طراحی‌شده، کوی‌های تیمی، تنوع فضا و برند نهفته در جزئیات — همان چیزی است که یک دفتر کار خوب در تهران هم به آن نیاز دارد. همین اصول در طراحی داخلی فضای اداری، طراحی دفتر کار پلان باز و نورپردازی دفتر کار پایه کار ماست؛ برای گفت‌وگو درباره پروژه‌تان یک مشاوره رایگان بگیرید.

گروه معماری معیار روی طراحی و اجرای فضاهای اداری و خلاق کار می‌کند. یک مشاوره‌ی رایگان بگیرید تا درباره‌ی فضا، نیازها و بودجه‌تان با هم صحبت کنیم. هشت ساعت زندگی بیشتر
بازگشت به مقالات