
در مجتمع The Circle کنار فرودگاه زوریخ، استودیوی JOP Architekten دو طبقه مایکروسافت را میان مشتری و کارمند تقسیم کرد، بیآنکه کسی حس کند مهمان ناخواندهی فضای دیگریست

راهروی اصلی طبقه؛ پارتیشنهای شیشهای منقش به نقطه (سیستم fecoplan) کنار سقف بتنی نمایان و تاسیسات بیرونزده. عکس: Nikolay Kazakov / Office Snapshots — استفاده تحریری (منبع)
توصیف پروژه
از آسانسور که بیرون بیایید، اولین چیزی که میبینید یک راهروی طولانی از شیشههای منقش به نقطههای ریز خاکستری است؛ نوری که از پشت این نقطهها رد میشود، سقف بتنی نمایان بالای سر و لولهکشی فلزی تاسیسات را روشن میکند. هیچ لوگوی بزرگی روی دیوار نیست. تنها چند قدم آنطرفتر، یک نشیمن کوچک با مبل نارنجی-کاراملی و دیوار نمدی سبز، لحنی کاملا متفاوت دارد. این تضاد دقیقا همان چیزی است که طراحی داخلی دفتر مایکروسافت زوریخ را از خیلی از دفترهای شرکتی جدا میکند.
این دفتر، مرکز فعالیت مایکروسافت در سوئیس است و دو طبقه بالایی ساختمان H11 در مجتمع The Circle، کنار فرودگاه زوریخ را در بر میگیرد؛ چیزی حدود ۴۵۰۰ متر مربع برای نزدیک به ۶۰۰ کارمند. طراحی داخلی را استودیوی سوئیسی JOP Architekten بهعنوان برنامهریز کلی انجام داد. Glaeser Projekt پیمانکار کلی اجرا بود و WSA Office Projekt مبلمان و سیستم پارتیشن feco را نصب کرد. پروژه در سال ۲۰۲۲ تحویل داده شد و گواهی LEED Gold هم گرفت. عکسهای رسمی کار Nikolay Kazakov، تیم feco و D&R. Dürr (عکاس همکار JOP Architekten) است.
پیش از این، دفتر مایکروسافت سوئیس در والیزلن (Wallisellen) بود؛ یک منطقه اداری معمولی در حومه زوریخ. نقلمکان به The Circle، مجتمعی چندمستاجری که خودش هم اثری معماری و شاخص با آتریومی دایرهایشکل است، فقط آدرس شرکت را عوض نکرد. شرح پروژهای هم که به JOP Architekten رسید فراتر از «یک دفتر شیک طراحی کنید» بود: فضا باید همزمان میزبان مشتریان سازمانیای میبود که برای دیدن نمایش فناوری میآیند و هم محل کار روزمره چند صد نفر. پاسخ معماران تصمیمی ساده و قاطع بود: تفکیک عمودی. طبقه دهم بهطور کامل «طبقه مشتری» شد: پذیرایی، مرکز کنفرانس، اتاق هیئتمدیره و ایستگاه کار مهمان. طبقه نهم «طبقه کارمندان» شد: تیمهای کوچک، فضای ارتباطی باز و حتی یک اتاق یوگا با دوش. نام این مفهوم «Microsoft Ecosystem Switzerland» بود؛ تیم طراحی بهجای تکرار قالب استاندارد جهانی مایکروسافت، عمدا سراغ متریال و بافتی «سوئیسی» رفت.
هسته اصلی طراحی داخلی دفتر مایکروسافت زوریخ، همین تفکیک است؛ نه با دیوار و تابلوی «ورود ممنوع»، بلکه با چیدمان طبقات. مسیر مشتری از پذیرایی طبقه دهم تا اتاق هیئتمدیره هیچوقت از وسط فضای کار روزمره کارمندان رد نمیشود. طبقه نهم هم بهجای بخشبندی سنتی ادارات، به «تیمهای کوچک» تقسیم شده است: گروههایی با فضای ارتباطی باز مشترک، نه یک سالن عظیم و بیشکل. حتی مرکز فناوری مایکروسافت (MTC) — فضایی حدود هزار متر مربعی که مشتریها و پارتنرها به آنجا میآیند تا سناریوهای صنعتی را در عمل امتحان کنند — پذیرش و کافه جداگانه خودش را دارد؛ یعنی بازدیدکننده اصلا لازم نیست از کنار میز کار تیم مهندسی رد شود.

راهروی اصلی طبقه؛ میزهای بلند اشتراکی کنار پنجره، سقف مشبک فلزی صنعتی و مسیر رو به فضای کافه. عکس: feco — استفاده تحریری (منبع)
کنار میزهای ارتفاعتنظیم فضای باز، خوشههای کار در واحدهای کوچکتر چیده شدهاند تا حس یک اداره بیانتها را نگیرند. پارتیشنهای پارچهای سبز تیره میان ایستگاهها، کمی حریم بصری میدهند، بیآنکه تماس چشمی با همکار را کاملا قطع کنند؛ هر نفر دو مانیتور دارد و کابلکشی زیر میز پنهان است. تراکم اینجا نسبتا بالاست، اما فاصله میان خوشهها و پنجرههای قدی، که نور روز فراوانی میآورند، از حس فشردگی میکاهد.

ایستگاههای کار باز؛ پارتیشنهای پارچهای سبز تیره، میز ارتفاعتنظیم و دو مانیتور برای هر نفر. عکس: Nikolay Kazakov / Office Snapshots — استفاده تحریری (منبع)
در یک دفتر با پلان تا حدی باز، مکالمه کوتاه تلفنی همیشه مسئلهساز است. راهحل اینجا ردیفی از غرفههای آکوستیک سفید و کپسولی است که کنار تقریبا هر خوشه کار قرار گرفتهاند؛ برای یک تماس خصوصی لازم نیست تا انتهای طبقه راه بروید. کمی آنطرفتر، پادهای کاملا بسته و گردتر برای تمرکز عمیقتر در نظر گرفته شدهاند؛ کارمند میتواند بیآنکه به اتاق جداگانهای نیاز داشته باشد، در خلوت خودش کار کند.

دو غرفه تلفن آکوستیک سفید کپسولی، در دل فضای کار باز. عکس: D&R. Dürr / JOP Architekten — استفاده تحریری (منبع)
اتاقهای جلسه اینجا یک الگوی رنگی واحد ندارند. یکی دیوار نارنجی-مرجانی و صندلیهای توری همرنگ دارد، دیگری پالت سبزتری میگیرد. این تنوع رنگی به کارمند کمک میکند اتاقها را در ذهن از هم تفکیک کند — «همان اتاق نارنجی» سادهتر از «اتاق شماره ۹» به خاطر سپرده میشود. اندازه اتاقها هم متناسب با نوع جلسه از دونفره تا سالن کنفرانس بزرگ متغیر است.

اتاق جلسه با دیوار نارنجی-مرجانی، صندلیهای توری همرنگ و نمایشگر دیواری، در شیشهای رو به راهرو. عکس: Nikolay Kazakov / Office Snapshots — استفاده تحریری (منبع)
در نقاط مختلف راهرو، نشیمنهای کوچک غیررسمی سر راه کارمند قرار گرفتهاند؛ مبل سهنفرهای کنار دیوار نمدی افقی سبز، دو پنل آکوستیک بیضیشکل آویزان از سقف و یک گلدان خرمای بزرگ که فضا را نرم میکند. این نقاط برای گفتوگوی کوتاه دونفره طراحی شدهاند، نه جلسه رسمی؛ و دقیقا به همین دلیل، اغلب پررفتوآمدترین نقطهی طبقهاند.

نشیمن گوشهای در راهرو؛ مبل سهنفره نارنجی-کاراملی کنار دیوار نمدی افقی سبز و پنلهای آکوستیک بیضی. عکس: Nikolay Kazakov / Office Snapshots — استفاده تحریری (منبع)
فضای کافه هم با همین منطق نرم شده است؛ درست جایی که کفپوش موکت خاکستری به چوب روشن تبدیل میشود، طراحان انتقال میان دو ناحیه را با تغییر متریال کف نشان دادهاند، بینیاز از دیوار یا تابلو. میزهای ایستاده و نشیمنهای کنار پنجرههای قدی، این گوشه را برای قهوه سریع یا گفتوگوی غیررسمی مناسب میکنند.

فضای کافه و پذیرایی گوشهای؛ انتقال کفپوش از موکت خاکستری به چوب روشن، کنار پنجرههای قدی. عکس: Nikolay Kazakov / Office Snapshots — استفاده تحریری (منبع)
پالت متریال روی زمینهای خنثی نشسته است: بتن نمایان، فلز و شیشه منقش. روی همین زمینه، چوب و پارچه و گیاه لایهای گرم اضافه میکنند. سقفهای چوبی مشبک هرمی در لابی و راهروهای اصلی، ارجاعی مستقیم به صنعت چوبکاری سوئیساند. گیاهان آویزان جلوی پنجرههایی که به آتریوم دایرهایشکل خود The Circle باز میشوند، یکی از شاخصترین تصاویر این دفتر است: برگهای سبز در برابر خطوط سفید و هندسی ساختمان.

گیاهان آویزان جلوی پنجرهای رو به آتریوم دایرهایشکل خود ساختمان The Circle. عکس: D&R. Dürr / JOP Architekten — استفاده تحریری (منبع)
در لابی، دیواری کامل از عکسهای هوایی انتزاعی جنگلها و دریاچههای سوئیس درست کنار صندلیهای چوبی لانژ و فرش خاکستری نشسته است. نور اینجا عمدتا غیرمستقیم و موضعی است؛ بهجای نور یکنواخت سقفی، چراغهای آویز گرد روی نقاط نشستن متمرکز شدهاند و فضا را از حس یک لابی اداری معمولی دور میکنند.

لابی طبقه؛ سقف چوبی مشبک هرمی، دیوار عکسهای انتزاعی از طبیعت سوئیس و صندلیهای چوبی لانژ. عکس: Nikolay Kazakov / Office Snapshots — استفاده تحریری (منبع)
جایی که هویت این پروژه بهتر از همه دیده میشود، تابلوهای راهنمای اتاق است. کنار هر در، یک تابلو با کد اتاق و یک نام محلی — مثلا «Zürichsee»، یعنی دریاچه زوریخ — و یک نمایشگر لمسی رزرو زنده نصب شده که وضعیت آزاد یا اشغالبودن را نشان میدهد. هیچ لوگوی بزرگ مایکروسافت روی دیوارها دیده نمیشود؛ برند در سیستم پارتیشن، در نام اتاقها و در انتخاب متریال محلی نشسته، نه در نشانی بزرگ که فقط یکبار دیده میشود.

تابلوی راهنمای اتاق «H11-9-627 Zürichsee» کنار نمایشگر لمسی رزرو زنده. عکس: feco — استفاده تحریری (منبع)
هوشمندانهترین تصمیم این پروژه، تفکیک عمودی مشتری و کارمند است؛ راهحلی که نه اتاق نمایشی میخواهد و نه شعار طراحی؛ فقط لازم است معمار از همان ابتدا بپرسد: «چند نوع مخاطب قرار است از این فضا استفاده کند؟» طبق توضیح رسمی پروژه، هدف ساختن «یک فضای کاری بیوفیلیک و پایدار» بوده است؛ عبارتی که در گیاهان آویزان روبهروی آتریوم و در دیوار عکسهای طبیعت سوئیس کنار لابی به چیزی ملموس تبدیل شده است.
چند کیلومتر آنطرفتر، دفتر گوگل زوریخ با منطقی کاملا متفاوت به همین مسئله «فضای بزرگ شرکتی» جواب داده بود: پژوهش رفتاری، رنگهای پرانرژی و عناصر نمایشی مثل سرسره و گوندولای تلهکابین. دفتر مایکروسافت درست نقطهی مقابل آن است: پرهیز از هر لحن سرگرمکننده و، بهجایش، ظرافتی سوئیسی و خویشتندار در جزئیات. هیچکدام از این دو رویکرد ذاتا برتر نیست؛ اما کنار هم نشان میدهند دو غول فناوری در یک شهر میتوانند از دو مسیر کاملا متفاوت به یک هدف مشترک برسند: دفتری که کارمند در آن بماند و مشتری تحت تاثیرش قرار بگیرد.
نقد جدیتری هم میشود مطرح کرد: مقیاس این راهحل به شرکتی با چند صد کارمند و بودجهای کلان محدود است. تفکیک دو طبقهی کامل ابزاری نیست که هر کسبوکار کوچکی بتواند تکرار کند. ارزش واقعی پروژه برای دیگران در اصل پشت آن است، نه در مقیاس اجرایش؛ اصلی که در مقیاسهای کوچکتر هم قابلتکرار است.
اولین درس این است که تفکیک فضای مشتری از فضای کار، برای اینکه ارزش داشته باشد، لازم نیست حتما در دو طبقهی جداگانه باشد. در بسیاری از دفترهای ایرانی — بهخصوص شرکتهای خدماتی و فروش که مشتری به دفتر میآید — همین تفکیک را میشود با یک اتاق پذیرش و مسیر ورودی جدا از فضای کار روزمره ساخت؛ کافی است مشتری از وسط ردیف میزهای کارمندان رد نشود. نکتهی مهمتر این است که زبان طراحی دو ناحیه یکسان بماند، با همان رنگ و همان متریال؛ وگرنه حس دو شرکت جداگانه زیر یک سقف ایجاد میشود.
درس دوم درباره غرفههای تلفن است؛ راهحلی ارزان و قابلاجرا در هر بودجهای. یک باکس آکوستیک کوچک کنار هر خوشه کار، مشکل تماسهای خصوصی در پلان نیمهباز را حل میکند، بیآنکه لازم باشد اتاقهای جداگانهی پرهزینه بسازید. پارتیشنهای شیشهای با فیلم نقطهای هم گزینهای ارزان برای ایجاد حریم بصری، بدون بستن نور و دید است؛ نسخهی سادهترش را میشود با فیلم مات نقطهای روی شیشهی معمولی در هر پروژهی ایرانی اجرا کرد.
درس سوم دربارهی هویت محلی بهجای برند بزرگ است. بهجای آرم روی دیوار، نام اتاقها را از جغرافیا یا فرهنگ محلی بگیرید: نام کوه، رودخانه یا محله. یک تابلوی ساده کنار در حس تعلق بیشتری میسازد تا لوگویی که کارمند بعد از هفتهی اول دیگر نمیبیند. همین منطق در گیاه و نور هم قابلتکرار است: چند گلدان آویز و نور غیرمستقیم گرم، بدون هزینهی سنگین، همان حس بیوفیلیک را در مقیاسی کوچکتر میسازد.
طراحی داخلی دفتر مایکروسافت زوریخ نشان میدهد که راهحل یک مسئلهی پیچیدهی محیط کار همیشه به دکور نمایشی نیاز ندارد؛ گاهی فقط یک تصمیم چیدمانی روشن کافیست. تفکیک آگاهانه فضای مشتری از کارمند، غرفههای تلفن ارزان و هویت برند در جزئیات بهجای لوگو، سه اصلاند که در هر مقیاسی، از یک استارتاپ کوچک تهرانی تا یک شرکت چندملیتی، قابلاستفادهاند. همین اصول، پایهی کار ما در طراحی داخلی فضای اداری، طراحی دفتر کار پلان باز و نورپردازی دفتر کار است؛ اگر دفتر شما هم همزمان میزبان مشتری و تیم داخلیست، از همینجا با ما تماس بگیرید.




















تصاویر این مقاله از سه منبع رسمی گرفته شدهاند: گالری Office Snapshots (عکاسی Nikolay Kazakov)، صفحه پروژه feco و صفحه پروژه JOP Architekten (عکاسی D&R. Dürr)؛ اینجا با هدف نقد و تحلیل معماری و با ذکر منبع بازنشر شدهاند.